تبليغاتX
ღ♥ღسرزمین آرزوهای آبیღ♥ღ
ღ♥ღسرزمین آرزوهای آبیღ♥ღ
مشکلات خود را با مداد بنویس پاک کن را به دست خدا بسپار.

عید همگی مبارک:

روز عید است و من مانده در این تدبیرم 

که دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم

"یه شعرم به مناسبت این روز":

 

چه سال ها که خدا بود و ما نفهمیدیم

کنار خانه ی ما بود و ما نفهمیدیم

همین خدا که برایش قصیده می گفتیم

خودش قصیده سرا بود و ما نفهمیدیم

چه اشتباه بزرگی همیشه در معنا

نوا، ز ناله جدا بود و ما نفهمیدیم

و این صدا که شنیدیم تازگی، عمری -

سرود پنجره ها بود و ما نفهمیدیم

دری که رو به خیابان عشق وا می شد

کنار خانه ی ما بود و ما نفهمیدیم




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 29 شهریور1388 توسط آرزو

به مناسبت نزديك شدن به شباي قدر اين مطلبو گذاشتم اميدوارم دوس داشته باشين

     راستي 2تا خواهش داشتم:اول اينكه برا ظهور آقا و سلامتيشون 2عا كني و دوم اينكه برامنم دعا كنين لطفا...ممنون



نگاه می‌کنم به خودم و به دور و برم... سیاهی... سیاهی... شده‌ام مشکی پررنگ... پرکلاغی... آی که دستت می‌رسد کاری بکن! تشنه‌ام... تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کرده‌ام... می‌خواهم بگویم از آنچه .......



 
در دلم جاری است... اما مگر من و شما یکی نیستیم؟ اگر این گونه است پس خبر داری از آنچه بر من رفته و می‌رود... دستم بگیر، مگذار غرق شوم... اینجا میان مردم، در تنهایی... آه تنهایی!... هیچ‌گاه دست از سر دلم بر نمی‌داری.

صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته... نمی‌دانم پشت کدام دیوار این شهر آهنی، یاد شما را جا گذاشته‌ام... دیوارها چقدر بلندند... بلند به اندازه قامت گناهانم... قد و قامت توبه‌هایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچین‌های باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی می‌ماند تسخیر ناشدنی.

آقا جان دست دلم را بگیر... همان که توبه‌هایش مایه خنده فرشته‌ها شده... همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا... همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است... همان که دیشب برای آخرین بار توبه‌اش را ریختم توی جعبه‌ای از امید و دادمش دست فرشته‌ای که برساندش دست خدا... روی جعبه نوشته شده بود.: «آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شكستنيست»

4675y481wy0olg.gif




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 شهریور1388 توسط آرزو


28مرداد1374يه ستاره تو آسمون اونقدر شيطوني كردتا از آسمون به زمين افتاد.حالا كه باز 28 مرداد اومده همه ي فرشته هاي آسمون با1388سبد پر از گلاي ياس و اطلسي به زمين اومدن تا بگن شيــــــــــطون بلاي آسمون تولدت مبارك

اينجا خيــــــــــــــــلي خبراست............................جشنه تولد ريحانه جونمه..........................خانومي:

نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگي مي بخشد.

امروز روز توست… تولدت مبارک

                            

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

براي روز تولد تو 2 شاخه گل ميخرم1 شاخه گل طبيعي يک شاخه گل مصنوعي

و روي شاخه گل مصنوعي مينويسم تا پر پر شدن اين گل دوستت دارم
تولدت مبارک

داره بارون مياد خوب که نگاه کردم.
.
.
.
هوا که ابري نبود
.
اون فرشته ها هستن که دارن گريه ميکنن……
آخه يکي ازشون کم شده
مهربون ترين تولدت مبارک

امشب چه شبی روشن و زیبا و مصفاست

احسنت، به این جشن دل انگیز که برپاست

گویا که گلی پای نهاده ست به گیتی

کز فرّ و شرف، آبروی جمله ی گلهاست

میلاد تو ای چشمه ی خورشید، مبارک

امیّدی و جایت به درون همه دلهاست

با رقص و طرب گویمت، این جشن مبارک

برخیز، که مجلس، ز تو زیبا و دلاراست


حالا مي خوايم بريم سر كيك .........................اينم كيكت عوشگلم شمعا رو فوت كن بدو:


هرسال وقتي 28 مرداد ميشه هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن
از خودم مي
پرسيدم
چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟….
و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو
با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….
تولدت مبارك

                                            

راسي داشت يادم ميرفت........................كادوي تولدت ..............................:

كادوي تولدت يه آسمون شاپركه / نامه ي تبريك منم تو دستاي قاصدكه ......... ريحانه خانومي تولدت مبالك عسيسم




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 مرداد1388 توسط آرزو

سلام ...................تو اخبار 20:30شنيدم هواپيما ي توپولف سقوط كرده........................كلي ناراحت شدمgirl_cray.gif..........مخصوصا وقتي فهميدم جوناي جودو كار هم با اون هواپيما بودند..................خيلي ناراحت كننده بود...................اولين بار اين خبر رو از راننده ي تاكسي اي كه مارو به فرودگاه مي برد شنيده بودم.................اون راننده هه حواسش نبود كه ما رو به فرودگاه ميبره.........................برگشت يه دفعه بي هيچ مقدمه گفت : راستي هواپيماي تهران _ ايروان سقوط كرده.....................اونم 2 ساعت پيش...............يه دفعه هممون با هم تعجب كرديمو ترسيديم...........بيچاره راننده هه برگشت گفت :ببخشيد حواسم نبود كه شما دارين ميرين فرودگاه.....شوخي كردم كشتي شون سقوط كرده...................يه دفعه هممون زديم زير خنده....................آخه خيـــــــــلي با حال گفت................راستي من 4 روز مشهد بودم كه خيــــــــــــــــلي بهم خوش گذشت .................جا همه دوستان خالـــــــي..............

راستي تا يادم نرفته بگم لطفا هركي اين مطلبو مي خونه برا شادي روحه  اون مسافرا 3 تا صلوات بفرسته

ممنون...................................




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 24 تیر1388 توسط آرزو

فصل سرما دیگه رفته
سبز شده هفت روز هفته
پیش ما بیا که وقته
شادی و جشن و سروره
سال نوت مبارک

 

مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک

عید باستانی ایرانیان بر تمام آریایی های پاک و با ایمان مبارک باد




نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اسفند1387 توسط آرزو

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 حرفي بزن حرفي بزن كه چاه تو تشنه است ...................

برخيز قبله گاه تو تشنه است.....حي علي الصلاة تو ميگفت حي علي الفلاح تو تشنه است

خورشيد برده سر به نوايت .......تاريخ سر نهاده به پايت .........

پيچيده در قلوب والابصار مهتاب روشناي صدايت...................

اي مصطفي نايب علي جان....اي مصطفي نايب علي جان............

اي نايب تو غايب علي جان...........برگرد با سپاه ابابيل اي مظهرالعجايب علي جان

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir عيد غدير خيلي خيلي مبارككككككككككككككككككككك بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

                   بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

دست دست دست...........ايول ......... بابا بزن دستو جشن بزرگ شيعيانه به كوري چشه  

   بعضيا.............                 

  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irايول....ايول ......خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irتازشم سه روز تعطيليهخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir ...............هورررررررررررررراخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 آذر1387 توسط آرزو

    بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir                   

خداجونم منو ببخش...........................

 

 

تازه می خواستم بگم ریحانه ی عزیزم خیلی بیشتر از قبل دوست   دارم  .................یه دنیا

 

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir         جیگری والا..................    

 

 

 روزي فرشته اي از فرمان خدا سرپيچي کرد وبراي پاسخ دادن به عمل اشتباهش              در مقابل تخت قضاوت احضار شد. فرشته از خداوند تقاضاي بخشش کرد. خداوند با مهرباني نگاهي به فرشته انداخت وفرمود:من تورا تنبيه نميکنم، ولي تو بايد کفاره گناهت را بپردازي. کاري را به تو محول ميکنم،به زمين برو وبا ارزشترين چيز دنيا را براي من بياور.
 

    بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir            بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir            بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir               بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir  

فرشته خوشحال از اينکه فرصتي براي بخشوده شدن دارد به سرعت به سمت زمين رفت.سالها روي زمين به دنبال با ارزشترين چيز دنيا گشت.روزي به يک ميدان جنگ رسيد، سرباز جواني رايافت که به سختي زخمي شده بود . مرد جوان دردفاع از کشورش با شجاعت جنگيده بود وحالا درحال مردن بود فرشته آخرين قطره از خون سرباز را برداشت وبا سرعت به بهشت باز گشت.
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir        بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir             بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir         بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir          بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

خداوند فرمود:به راستي چيزي که تو آوردي باارزش است. سربازي که زندگيش را براي کشورش ميدهد، براي من خيلي عزيز است، ولي برگرد وبيشتر بگرد.
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir            بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir          بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir             بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir            بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

فرشته به زمين بازگشت وبه جستجوي خود ادامه داد. ساليان دراز در شهرها ،جنگلها ،ودشتها گردش کرد. سرانجام روزي در بيمارستان بزرگ پرستاري ديد که بر اثر يک بيماري در حال مرگ بود.
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir              بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir          بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir            بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir          بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

پرستار از افرادي مراقبت کرده بود که اين بيماري را داشتند و آنقدر سخت کار کرده بودکه مقاومتش را از دست داده بود. پرستار رنگ پريده در تختخواب سفري خود خوابيده بود ونفس نفس ميزد.

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir            بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir              بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir               بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir             بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir 



در حالي که پرستار نفسهاي آخرش را ميکشيد، فرشته آخرين نفس پرستار را برداشت وبه سرعت به سمت بهشت رفت.
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir                    بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir               بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir               بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

وبه خداوند گفت:خدوندا مطمئنم آخرين نفس اين پرستار فداکار با ارزشترين چيزدر دنياست. خداوند پاسخ داد: اين نفس چيز با ارزشي است. کسي که زندگيش را براي ديگران ميدهد، يقينا از نظر من با ارزش است.ولي برگرد ودوباره بگرد. فرشته براي جستجو ي دوباره به زمين بازگشت وساليان زيادي گردش کرد. شبي مرد شروري را که براسبي سوار بود درجنگل يافت. مرد به شمشير ونيزه مجهز بود.او ميخواست از نگهبان جنگل انتقام بگيرد.
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir                  بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir           بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir              بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir               بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

مرد به کلبه کوچکي که جنگلبان وخانواده اش درآن زندگي ميکردند، رسيد.نور از پنجره بيرون ميزد.مرد شرور از اسب پايين آمد واز پنجره داخل کلبه را بدقت نگاه کرد.

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir               بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir                 بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir                  بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir


زن جنگلبان را ديدکه پسرش را ميخواباندوصداي اورا که به فرزندش دعاي شب را ياد ميداد،شنيد.چيزي درون قلب سخت مرد ،ذوب شد.آيا دوران کودکي خودش را بياد آورده بود؟

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir              بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir                بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir             بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir          بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir


چشمان مرد پر از اشک شده بود وهمان جا از رفتار ونيت زشتش پشيمان شد وتوبه کرد.


فرشته قطره اي اشک از چشم مرد برداشت وبه سمت بهشت پرواز کرد.
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir               بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir              بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir                 بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir            بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

خداوند فرمود:


اين قطزه اشک با ارزشترين چيزدردنياست، براي اينکه اين اشک آدمي است که توبه کرده وتوبه درهاي بهشت را باز ميکند.
 

 خدا جونم منو ببخش............... باشه؟

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 مهر1387 توسط آرزو

 

 

فقط يه چيز واسه ريحانه ي گلم دوست خودم

                           

 

 

                        

 

سلاممممممممممممم ............... اومدم

با نام خداي بزرگ وبا ياد خون پاك شهدا آغاز مي كنم .

 

زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید عشقه اونو بدون غروب تقدیمتون میکنم

ببخشید تواین مدتی که خبری ازم نبود واسه این بود که کامپیوترم ویروسی شده بود..............

حالا می خوام فقط یه مطلب واسه اونی که خیلی عاشقشم بذارم....................آخه خدا چند روز پیش خیلی به منو دوستام حال داد.....یه حاله اساسیا! قربونش بشم..............حالا هم من می خوام واسش یه مطلب بذارم که بگم اندازه ی بزرگی خودش دوسش دارم بازم ازش ممنونم

خدا جون ایول

بچه بودم فکر مي کردم خدا هم شکل ماست...مثل من، تو، ما، همه، اونيز موجودي دوپاست

در خيال کوچک خود فکر مي کردم خدا.....پيرمردي مهربان است وبه دستش يک عصاست

مثل آقاجان به چشمش عينکي دارد بزرگ.....با کلاه وساعتي کهنه که زنجيرش طلاست

يک کت وشلوار مي پوشد به رنگ قهوه اي...حال وروز جيب هايش هم هميشه روبه راست

فکر مي کردم که پيپش را مرتب مي کشد ...سرفه هاي او دليل رعد وبرق ابرهاست

گاهگاهي نسخه مي پيچد طبابت مي کند ... مادرم مي گفت او هر دردمندي را دواست

فکر مي کردم که شبها روي يک تخت بزرگ .... مثل آدمها ومن در خوابهاي خوش رهاست

چندسالي که گذشت از عمر من، فهميده ام .... اوحسابش از تمام عالم وآدم جداست

مهربانتر از پدر، مادر،شما،آقابزرگ ..... اوشبيه هيچ فردي نيست، نه! چون او خداست


                                       n,sj nhvl onh

خداجون این گلاهم واسه تو 

                             دوست دارم خدا

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 مهر1387 توسط آرزو

 

سلام.................دوستای خوبم که بم سرمیزنید چاکرتونم..................نظر یادت نره

هفته هفته ي دفاع مقدسه............... هفته ي مردان آسماني.....مرداني كه  تنها آرزويشان شهادت بود............حالا 2مطلب براتون گذاشتم كه خيلي باحاله حتما بخونين نظر يادتون نره منتظرم

 

آسماني

درپشت سرفه هاي پيداي تو چه پنهان است؟

ايا مقاومت آن هم هشت سال

آنگاه كه عروج تك تك دوستانت را مي ديدي

وتنها آرزويت شهادت بود

اما انگار زمانهخود به تو دلبسته بود

در پي سال ها سكوت تو چه نهفته است؟

آنگاه كه تك تك آرزوهايت را به باد سپردي

جز شهادت!

ودنيا را وداع گفتي

اما هر بار كه پنهاني گريستي

اشكهايت را جز تنهايي شاهدي نبود

بگو به چه مي انديشي؟

آيا به فرزندانت كه بعد ها خواهند پرسيدچرا؟

چرا بايد به خاطر مردماني كه حالا تنها از جنگ اسمي مي دانند

تو را جزدر كنار كپسول اكسيژننبيند

نمي دانم !هيچگاه ندانستم

شايد من،من كه زمينيم ، معناي سكوت توي آسماني را نمي دانم

 

                 

بوي نرگس نذر علي

_سواد داري؟

بر ميگردمپيرزن گوشه ي چادرگلدارش رابا دندانهايش گرفته است

_سواد داري؟!

انگار ازاين جمله بدم آمده باشد:بله سواد هم دارم!

كاغذ و خودكار رارو به رويم ميگيرد:خدا خيرت بده براي من هم بنويس

چي مادر جان؟فقط تند بگو كه بايد برم

باشه، تو بنويس

بسم الله الرحمن الرحيم

خودكار را روي كاغذ گذاشتم

سلام آقا جان،كوتاه مي گويم اين پسر هم كاردارد بايد برود

به پيرزن نگاه مي كنم به چاه زل زده

علي 3ماه پيش آمدجنازه اش را نشان من ندادند.نمي دانم آقا جان چي مي ماند براي علي من بعد از اين همه سال زير خاك بودن. نذرم را هم ادا كردم؛نرگس ها راكاشتم گوشه حياط كنار درخت بيد. گل هم داد؛ بويش محله را پر كرده است. غروب ها هم توي سجاده هاي مسجد سركوچه را مي گذارم

راستي آقا اين درد پا نگذاشت زودتر بيايم اين نرگس ها راهم براي علي آورده ام برسان به دست علي من.

مشت پيرزن باز شد

گل هاي نرگس را لاي نامه گذاشتم

پيرزن آرام به من گفت: اين ها نذر علي من است

 

اميدوارم كه دوست داشته باشيد

نظر يادتون نره

راستي مي خواستم از دوست عزيزم نفيسه جون تشكر كنم كه اين مطالب قشنگو در اختيارم ميذاره مممممممممممممممممممممنون عزيز دلم

 

 راستی از هانا جون ممنونم که لطف داره بعضی این تصاویرو ازوبلاگش گرفتم ممنون

این گلا تقدیم به هانا جون (گرچه خودش گله)

 

 

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 4 مهر1387 توسط آرزو

خوب دوستاي گلم به شباي قدر داريم نزديك ميشيم مارو از دعاهاي قشنگتون محروممون نكنيد مي خواستم از كتاب دكتر آزمنديان كه قسمتي از اون راجع به  شب قدر شب تغييرات اساسي است  ورابطه ي اين شب با  تكنولوژي فكر رو توي اين پست بذارم اميدوارم خوشتون بياد...........................

 

مراسم زيباي شب قدر(توسعه ي دستاورد هاي زندگي)

اساس خلقت جهان هستي توسط خداي رحمان بر اساس طراحي وهدف گذاري بوده است . در اين جهان زماني فقط خداي رحمان بوده است وبس و هيچكدام از كائنات نبوده اند. خداي رحمان در وقتي و زماني تمام موجوديت جهان هستي را تقدير و طراحي كرد و اين وقت وزمان را شب قدر نام نهاد. خداوند در چنين زماني تمام سيستم هاي جهان هستس و كائنات را طراحي و به مرور خلق كرد

تمام زيبايي هاي جهان هستي در گرو آن شب قدر بود . واگر امروز ما اينهمه زيبايي ، نظم و شگفتي را را مي بينيم تماما ماحصل طراحي در آن لحظه ي زيباي قدر بود

در دنياي هر انسان زيبايي مثل شما خواننده ي اين مطلب مي تواند چنين  شب قدري اتفاق بيفتد به عبارت ديگر شما مي توانيد در اين شب مقدس تمام آينده ي زندگي خود را طراحي تدبير و تقدير كنيد . اگر شما به چنين حركت زيبا و سرنوشت سازي اهتمام كنيد اين بدين معنا خواهد بود كه د تدارك و طراحي آن چنان آينده ي زيبايي هستيد كه ممكن چنين آينده اي هيچ شباهتي  به گذشته ي شما نداشته باشد .

آينده اي سراسر قرين موفقيت ، آرامش ، ثروت، علم ، كمال ، معنويت و هزار دستاورد ديگر كه برازنده ي شما بنده ي شايسته ي خدا باشد.

خوب بچه ها من ديگه دارم مي رم ولي شما تو اين چند روز سر بزنيد چون شايد در مورد شب قدر ازكتاب دكتر آزمنديان دوباره بنويسم تا  بعد باي راستي قبلش مي خواستم بگم دعا يادتون نره منم برا شما دعا مي كنم حالا ديگه خداحافظ   

 




نوشته شده در تاريخ جمعه 29 شهریور1387 توسط آرزو
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها